Just Girls
no boys allowed
خوبین دوستام؟
چه خبرا؟
من وبلاگم رو صفحه بندی کردم
الان دیگه راحت می تونین صفحه های قدیمی تر رو هم ببنین
.
.
پسرا دست و جییییییغ و هوراااااا
....
.
.
آخه دخترا فرشته ان و فرشته ها آدم نمیشن
دخترا دست و جییییییییییییغ و هوووراااا
.
.
.
چیه فکر کردی من مطلب ضد دختر می ذارم؟
کار هر زن نیست با مرد زیستن مغز خر می خواهد و صبر خفن!!!
روزی روزگاری خدا مرد راآفرید، تاکم کم آدم شود...
قصه مابه سررسیدخدابه خواستش نرسید!!!

خونه مشغول انجام کار بودم که دخترم بدو بدو اومد و پرسید : مامان تو زنی یا مردی ؟
من : زنم دیگه پس چی ام ؟دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟
من : نه مامانی بابا مرده . . .
دخترم : راست میگی مامان ؟
من : آره چطور مگه ؟
دخترم : هیچی مامان ! دیگه کی زنه ؟
من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ . . .
دخترم : دایی سعید هم زنه ؟
من : نه اون مرده !
دخترم : از کجا فهمیدی زنی ؟
من : فهمیدم دیگه مامان ، از قیافه ام .
دخترم : یعنی از چی ؟ از قیافه ات ؟
من : از اینکه خوشگلم .
دخترم : یعنی هر کی خوشگل بود زنه ؟
من : آره دخترم !
دخترم : بابا از کجا فهمید مرده ؟
من : اونم از قیافش فهمید . یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیاد خوشگل نیست مرده ؟!
دخترم : یعنی زنا خوشگلن مردا زشتن ؟
من : آره تقریبا !
دخترم : ولی بابایی که از تو خوشگل تره !!
من : اولا تو نه و شما بعدشم باباییت کجاش از من خوشگل تره ؟
دخترم : چشاش !
من : یعنی من زشتم مامان ؟
دخترم : آره !
من : مرسی !
دخترم : ولی دایی سعید هم از خاله خوشگلتره !!
من : خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست !
دخترم : چی اون حرفه که الان گفتی چی بود ؟!
من : استثنا یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه !
دخترم : مامان من مردم ؟
من : نه تو زنی !
دخترم : یعنی منم زشتم ؟
من : نه مامان کی گفت تو زشتی تو ماهی ، ولی تو الان کودکی
دخترم : یعنی من زن نیستم ؟
من : چرا جنسیتت زنه ولی الان کودکی
دخترم : یعنی چی ؟
من : ببین مامان همه ی آدما شناسنامه دارن که توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخص میشه جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه .
دخترم : یعنی منم مامانم ؟
من : اره دیگه تو هم مامان عروسکهاتی
دخترم : نه ، مامان واقعی ام ؟
من : خوب تو هم یه مامان واقعی کوچولو برای عروسکهات هستی دیگه
دخترم : مامان مسخره نباش دیگه من چی ام ؟
من : تو کودکی
دخترم : کی زن میشم ؟
من : وقتی بزرگ شدی
دخترم : مامان من نفهمیدم کیا زنن ؟
من : ببین یه جور دیگه میگم . کی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی
دخترم : بابا
من : بابات کی بتو شیر داد ؟ !
دخترم : بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه
من : نه الان رو نمی گم ، کوچولو بودی ؟
دخترم : نمی دونم !
من : نمی دونم چیه ؟ من دادم دیگه !
دخترم : کی ؟
من : ای بابا ولش کن ، بین مامان ، زنها سینه دارن که باهاش به بچه ها شیر میدن ، ولی مردا ندارن
دخترم : خب بابا هم سینه داره
من : اره داره ولی باهاش شیر نمی ده !! فهمیدی ؟
دخترم : خوب منم سینه دارم ولی شیر نمی دم پس مردم .
من : ای بابا ببین مامان جون خودت که بزرگ بشی کم کم می فهمی .
دخترم : الان می خوام بفهمم .
من : خوب هر کی روسری سرش کنه زنه هر کی نکنه مرده
دخترم : یعنی تو الان مردی میریم پارک زن میشی !
من : نه ببین ، من چیه تو میشم ؟
دخترم : مامانم
من : خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن
دخترم : آهان فهمیدم .
من : خدا خیرت بده که فهمیدی ، برو با عروسکهات بازی کن ! بدو آفرین !
.
.
.
نیم ساعت بعد دخترم : مامان یه سوال بپرسم ؟
من : بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها !
دخترم : در مورد ماهی قرمزه است .
من : خوب بپرس دخترم : مامان ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟!
داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید . الووو …
فقط فوت کرد !
گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد …
گفتم اگه زشتی یه فوت کن ، اگه خوشگلی دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد …
گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد …
گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن ، اگه میتونی بیای دوتا فوت کن ، دوباره دوتا فوت کرد …
با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم . فکرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت ظهر ناهار میای خونه ؟
اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کن !!
(خدایا ورشوندار از روی زمین این موجودات رو)
یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از زن خواست که نزدیکتر بیاید. زن صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.
مرد که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت : تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بودهاى ؛ وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى ، وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى ، وقتى خانه مان را از دست دادیم باز هم تو پیشم بودى و الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو در کنارم هستى و مىدونى چى میخوام بگم ؟
زن در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت : چى مىخواى بگى عزیزم ؟
مرد گفت : فکر میکنم وجود تو باعث ایجاد این همه بدبختی برای من شده !
.
.
.



زنان و مردان با هم تفاوت دارند
در این نکته تردیدی نیست
ولی به جای تاکید روی کیفیتهای منفی زن و مرد،
چرا روی نقاط مثبت آنان تاکید نکنیم؟
بیایید از خانمها شروع کنیم:
زنان، مهربان، عاشق و دلسوز هستند
زنان وقتی که خوشحالند گریه میکنند
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کاری میکنند ؛حتی کوچک
آنان برای دست یابی به بهترین چیزها برای فرزندانشان از هیچکاری دریغ نمیکنند
(بهترین مدرسه،بهترین پوشاک، بهترین دندانپزشک)
زنان قدرت این را دارند که وقتی بسیار خسته هستند،
و نمیتوانند سر پا بایستند،لبخند بزنند
آنان میدانند که چگونه یک وعده غذا ی معمولی را به یک فرصت تبدیل کنند
زنان میدانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند
آنان میدانند که چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند
زنان شادی و خنده را به دنیا ارزانی میدرند
آنان میدانند که چگونه ساعتهای متوالی کودکان را سرگرم کونند
زنان صادق و وفادارند
زنان در زیر آن ظاهر نرم ،ارادهای پولادین دارند
آنان برای یاری رساندن به دوستی محتاج ، همه کار انجام میدهند
زنان از بی عدالتی به اسانی به گریه میافتند
آنان میدانند که چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند(همون اعتماد به نفس کاذب مردونه)
زنان دنیا را مکانی شاد تر برای زندگی میسازند
.
.
.
.
حالا نوبت مردان است:
.
.
.
.
مردان برای حمل اشیا سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوب(نه عالی فقط خوب)هستند















مرد ها را باید کشت
جور دیگر باید زیست
خدا دید زن گرسنه است نان افرید![]()
تشنه است اب افرید![]()
از تاریکی میترسد نور را افرید![]()
دید هیچ غمی ندارد ضدحال زد و مرد را افرید![]()
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﻤﻞ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﺩﺭﺩ ﺷﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ؟*
*ﻭ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ؟*
*ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻏﺶ ﻓﺮﻭ ﻣﻴﺮﻭﺩ؟*
*ﻭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﺩﺭ ﺍﻏﻤﺎ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﻣﻴﺸﻮﺩ؟*
*ﻭ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻛﻨﻴﺪ*
*ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺳﻌﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺳﺎﺯﺩ؟؟*
*ﻧﮑﺘﻪ:ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﻗﺎﺑﻞ ﮐﭙﯽ ﺍﺳﺖ.*
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل
خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند
مغزه ."
"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه نیست"
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي
بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";
دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."
موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با
خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه
: "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "
دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت
استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست
دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "
www.2581013109.blogfa.com
چون دو قطب مثبت و منفی هم دیگرو جذب میکنن





از خدا میپرسه"چرا دخترا رو خوشگل آفریدی؟"
خدا میگه"تا تو دوسش داشته باشه"
پسر میگه"حالا چرا خنگ آفریدی؟"
و خدا در برابر این سوال احمقانه جواب میده"تا تو رو دوس داشته باشه"
:d
happy new year
merry christmas every body
we wish you a merry christmas
we wish you a merry christmas
we wish you a merry christmas
and a happy new year
قبل از ازدواج
پسر:بالاخره موقعاش شد خیلی انتظار کشیدم
دختر:میخوای از پیشت برم؟
پسر:حتا فکرشم نکن
دختر:دوسم داری؟
پسر:البته!هر روز بیشتر از دیروز
دختر:تاحالا بهم خیانت کردی؟
پسر:نه برا چی میپرسی؟
دختر:منو میبوسی؟
پسر:معلومه!هر موقع که بتونم
دختر:منو میزنی؟
پسر:دیوونه شودی؟من همچین ادامیم؟
دختر:میتونم بهت اعتماد کنم؟
پسر:بله
دختر:عزیزم
بعد از ازدواج:
کاری نداره این دفعه از بالا به پایین بخون
.................
جیب شلوارم همه این گره ها رو بلده.....

منبع:www.girlha.blogfa.com
من یه وبه جدید درس کردم سر بزنید ضرر نمی کنید
اینم آدرسش:
(www.ghatypati.blogfa.com)
.
.
.
خیلی قشنگه البته فک کنم قدیمی باشه
http://www.uploadkon.ir/?file=Demi Lovato Ft. Missy Elliot-All Night Long.mp3
اطلاعیه جدید ناسا: زمین سه روز در تاریکی مطلق فرو می رود...
سازمان فضايي ناسا پيش بيني کرده است که در 23-25 دسامبر 2012(سوم تا پنجم دي 91) و در زمان تراز کائنات، زمين به مدت 3 روز در تاريکي کامل به سر خواهد برد. دانشمندان پيش بيني تغييرات کائنات، تاريكي مطلق در کل کره زمين به مدت 3 روز از تاريخ 23 دسامبر 2012 را نموده اند.
اين پايان جهان نيست، اين هم ترازي جهان، جايي که خورشيد و زمين براي اولين بار هم تراز ميشوند. زمين از وضعيت کنوني که بعدسوم است به بعد صفر تغيير نموده و سپس به بعد چهارم تغيير مينمايد.در اين گذار جهان با تغيير بزرگي روبرو ميشود و ما يک جهان جديدي را خواهيم ديد.
پيش بيني شده است که اين 3 روز تاريکي در روزهاي 23، 24 و 25 دسامبر 2012(سوم تا پنجم دي ماه 91) اتفاق ميافتد، حفظ آرامش، در آغوش کشيدن يکديگر، مناجات، خواب به مدت 3 روز بهترين راه حل است و متأسفانه افرادي از ترس اين موضوع خواهند مرد، آنهايي که بعد از اين واقعه زنده ميماند با يک جهان نوين روبرو خواهند شد بهتر است در ماه دسامبر از مسافرت خوددار
از هم اکنون خوشحال باشيد، و از هر لحظه عمر خود لذت ببريد و نگران نباشيد
منبع خبر:
http://urbanlegends.about.com/
.
.
.
.
پریا
احمد شاملو
یكی بود یكی نبود
زیر گنبد كبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود.
زار و زار گریه می كردن پریا
مث ابرای باهار گریه می كردن پریا.
گیس شون قد كمون رنگ شبق
از كمون بلن ترك
از شبق مشكی ترك.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر.
از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج شبگیر می اومد...
" - پریا! گشنه تونه؟
پریا! تشنه تونه؟
پریا! خسته شدین؟
مرغ پر شسه شدین؟
چیه این های های تون
گریه تون وای وای تون؟ "
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میكردن پریا
مث ابرای باهار گریه می كردن پریا
***
" - پریای نازنین
چه تونه زار می زنین؟
توی این صحرای دور
توی این تنگ غروب
نمی گین برف میاد؟
نمی گین بارون میاد
نمی گین گرگه میاد می خوردتون؟
نمی گین دیبه میاد یه لقمه خام می كند تون؟
نمی ترسین پریا؟
نمیاین به شهر ما؟
شهر ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد-
پریا!
قد رشیدم ببینین
اسب سفیدم ببینین:
اسب سفید نقره نل
یال و دمش رنگ عسل،
مركب صرصر تك من!
آهوی آهن رگ من!
گردن و ساقش ببینین!
باد دماغش ببینین!
امشب تو شهر چراغونه
خونه دیبا داغونه
مردم ده مهمون مان
با دامب و دومب به شهر میان
داریه و دمبك می زنن
می رقصن و می رقصونن
غنچه خندون می ریزن
نقل بیابون می ریزن
های می كشن
هوی می كشن:
" - شهر جای ما شد!
عید مردماس، دیب گله داره
دنیا مال ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره " ...
***
پریا!
دیگه تو روز شیكسه
درای قلعه بسّه
اگه تا زوده بلن شین
سوار اسب من شین
می رسیم به شهر مردم، ببینین: صداش میاد
جینگ و جینگ ریختن زنجیر برده هاش میاد.
آره ! زنجیرای گرون، حلقه به حلقه، لابه لا
می ریزد ز دست و پا.
پوسیده ن، پاره می شن
دیبا بیچاره میشن:
سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار می بینن
سر به صحرا بذارن، كویر و نمك زار می بینن
عوضش تو شهر ما... [ آخ ! نمی دونین پریا!]
در برجا وا می شن، برده دارا رسوا می شن
غلوما آزاد می شن، ویرونه ها آباد می شن
هر كی كه غصه داره
غمشو زمین میذاره.
قالی می شن حصیرا
آزاد می شن اسیرا.
اسیرا كینه دارن
داس شونو ور می میدارن
سیل می شن: گرگرگر!
تو قلب شب كه بد گله
آتیش بازی چه خوشگله!
آتیش! آتیش! - چه خوبه!
حالام تنگ غروبه
چیزی به شب نمونده
به سوز تب نمونده،
به جستن و واجستن
تو حوض نقره جستن
الان غلاما وایسادن كه مشعلا رو وردارن
بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش كنن
عمو زنجیر بافو پالون بزنن وارد میدونش كنن
به جائی كه شنگولش كنن
سكه یه پولش كنن:
دست همو بچسبن
دور یاور برقصن
" حمومك مورچه داره، بشین و پاشو " در بیارن
" قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو " در بیارن
پریا! بسه دیگه های های تون
گریه تاون، وای وای تون! " ...
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه می كردن پریا
مث ابرای باهار گریه می كردن پریا ...
***
" - پریای خط خطی، عریون و لخت و پاپتی!
شبای چله كوچیك كه زیر كرسی، چیك و چیك
تخمه میشكستیم و بارون می اومد صداش تو نودون می اومد
بی بی جون قصه می گف حرفای سر بسه می گف
قصه سبز پری زرد پری
قصه سنگ صبور، بز روی بون
قصه دختر شاه پریون، -
شما ئین اون پریا!
اومدین دنیای ما
حالا هی حرص می خورین، جوش می خورین، غصه خاموش می خورین
[ كه دنیامون خال خالیه، غصه و رنج خالیه؟
دنیای ما قصه نبود
پیغوم سر بسته نبود.
دنیای ما عیونه
هر كی می خواد بدونه:
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هر كی باهاش كار داره
دلش خبردار داره!
دنیای ما بزرگه
پر از شغال و گرگه!
دنیای ما - هی هی هی !
عقب آتیش - لی لی لی !
آتیش می خوای بالا ترك
تا كف پات ترك ترك ...
دنیای ما همینه
بخوای نخواهی اینه!
خوب، پریای قصه!
مرغای شیكسه!
آبتون نبود، دونتون نبود، چائی و قلیون تون نبود؟
كی بتونه گفت كه بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما
قلعه قصه تونو ول بكنین، كارتونو مشكل بكنین؟ "
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه می كردن پریا
مث ابرای باهار گریه می كردن پریا.
***
دس زدم به شونه شون
كه كنم روونه شون -
پریا جیغ زدن، ویغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن
[ پائین اومدن پود شدن، پیر شدن گریه شدن، جوون شدن
[ خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروس سر كنده شدن،
[ میوه شدن هسه شدن، انار سر بسّه شدن، امید شدن یاس
[ شدن، ستاره نحس شدن ...
وقتی دیدن ستاره
یه من اثر نداره:
می بینم و حاشا می كنم، بازی رو تماشا می كنم
هاج و واج و منگ نمی شم، از جادو سنگ نمی شم -
یكیش تنگ شراب شد
یكیش دریای آب شد
یكیش كوه شد و زق زد
تو آسمون تتق زد ...
شرابه رو سر كشیدم
پاشنه رو ور كشیدم
زدم به دریا تر شدم، از آن ورش به در شدم
دویدم و دویدم
بالای كوه رسیدم
اون ور كوه ساز می زدن، همپای آواز می زدن:
" - دلنگ دلنگ، شاد شدیم
از ستم آزاد شدیم
خورشید خانم آفتاب كرد
كلی برنج تو آب كرد.
خورشید خانوم! بفرمائین!
از اون بالا بیاین پائین
ما ظلمو نفله كردیم
از وقتی خلق پا شد
زندگی مال ما شد.
از شادی سیر نمی شیم
دیگه اسیر نمی شیم
ها جستیم و واجستیم
تو حوض نقره جستیم
سیب طلا رو چیدیم
به خونه مون رسیدیم ... "
***
بالا رفتیم دوغ بود
قصه بی بیم دروغ بود،
پائین اومدیم ماست بود
قصه ما راست بود:
قصه ما به سر رسید
غلاغه به خونه ش نرسید،
هاچین و واچین
زنجیرو ورچین!
.: Weblog Themes By Pichak :.





